. به سایت ام سی گیم خوش امدید .

بررسی انیمیشن زوتوپیا 2 ( Zootopia 2 )

فیلم زوتوپیا این چهارشنبه، نه سال پس از اکران اولیه‌اش، با زوتوپیا2 بار دیگر به‌طور باشکوهی به سینماها بازگشت. دوباره در شهری غوطه‌ور می‌شویم که در آن تمام جانوران خشکی‌زی با یکدیگر آمیخته‌اند، از کنار هم عبور می‌کنند و هماهنگ با ریتم زندگی ساکنانش—و البته زوج نامتعارف کارآگاهانش، خرگوش جودی هاپس و روباه نیک وایلد—در کنار هم زندگی می‌کنند.

ما این دو نفر را دقیقاً یک هفته پس از اتفاقات فیلم اول دوباره ملاقات می‌کنیم. از کارآگاهان تازه‌کار، حالا دو همراه ما به پلیس‌هایی تمام‌عیار تبدیل شده‌اند. اما شخصیت‌های متفاوت آن‌ها هم میان خودشان و هم به‌ویژه با همکاران جدیدشان مشکلاتی ایجاد می‌کند. خلاصه؟ جودی و نیک دقیقاً همان کاری را می‌کنند که دلشان می‌خواهد—بی‌توجه به خطر، مردم شهر و عواقب کارهایشان—به‌ویژه جودی که دائماً نیک را با خود می‌کشاند؛ مردی که چندان علاقه‌ای به مخالفت و ابراز نظر ندارد، و دلایلی که خیلی زود آشکار می‌شوند (به‌خصوص از نگاه یک بزرگسال)، قرار است در ادامه‌ی فیلم مورد بررسی قرار گیرند.

به کار گیری ترفند فیلم اول:

که با صدای قدرتمند شکیرا . طنز گزنده و ارجاعات فراوان هدایت می‌شود

نکته‌ی اصلی این بار در پیامی است که فیلم منتقل می‌کند و درسی که ارائه می‌دهد. زوتوپیا بار دیگر به موضوعاتی مانند نژادپرستی، تفاوت‌ها، کلیشه‌ها و طردشدگی اجتماعی می‌پردازد؛ موضوعاتی که در این قسمت با نماد مارها نمایش داده می‌شوند—گونه‌ای از خزندگان که پس از حادثه‌ای مربوط به دوران ساخت دیوارهای اقلیمی شهر، دیگر در زوتوپیا پذیرفته نیستند. همان دیوارهایی که امکان تقسیم شهر به مناطق سازگار با شرایط زندگی گونه‌های مختلف را فراهم کردند.

فیلم درباره‌ی استعمار، سیاست و به‌ویژه درباره‌ی دست‌کاری و فریب صحبت می‌کند، بی‌آنکه این مفاهیم سنگین یا بیش از حد پیچیده شوند؛ زیرا هدف همچنان این است که پیام برای کودکان—که بار دیگر مخاطب اصلی دنیای زووتوپیا هستند—قابل‌درک و در دسترس باشد. بنابراین چه چیزهایی در انتظارمان است؟ یک ماجرا/تحقیق پلیسی (که پیش‌تر اشاره شد)، اما همچنین پیچش‌های داستانی متعدد و مهم‌تر از همه، یک توطئه‌ی گسترده که باید برملا شود.

بله، کاملاً این حس ایجاد می‌شود که فیلم دوباره همان موضوعات همیشگی را مرور می‌کند و فقط از زاویه‌ای تقریباً تازه به آن‌ها نگاه می‌کند—اما فقط تا حدی.

اشارات باور نکردنی و ظریف:

در نهایت، تمرکز اصلی فیلم به‌وضوح روی رابطه‌ی جودی و نیک قرار دارد؛ دوستی ناکارآمد آن‌ها و ضعف‌هایی که هر کدام دارند. میان این دو، به‌خصوص در یک‌سوم پایانی فیلم، محبت و احساسات زیادی جریان دارد؛ جایی که این فرصت را پیدا می‌کنند مانند هیچ‌وقت دیگری با هم صادق باشند.

ورود ماری به نام گری هم کاملاً خوشایند است، چون او در عین حال که منبعی از رمز و راز است، نقشی محوری در خط داستانی دارد و در این انیمیشن بلند بهانه‌ای برای طنز نیز محسوب می‌شود. همین موضوع درباره‌ی سگ‌آبی‌ای به نام نیبلز هم صدق می‌کند؛ حیوانی بسیار پرانرژی که او نیز موجی از انرژی و حال خوب وارد داستان می‌کند.

در مورد خود شهر، در این دنباله گستره‌ی زووتوپیا بسیار بزرگ‌تر شده است—از جمله منطقه‌ی سابق خزندگان و به‌ویژه دنیای باتلاق، مکانی پر از طردشدگان و فراموش‌شدگان. این فیلم چند صحنه‌ی به‌یادماندنی دارد؛ به‌خصوص در باتلاق، و همچنین زمانی که دو قهرمان ما تصمیم می‌گیرند به فتح یک کوه دست بزنند.

ما از تماشا لذت کم نمی‌کنیم و ریتم فیلم آنقدر تند و روان است که نه خسته می‌شویم و نه از داستان جدا. تازه باید سیلِ ارجاعات سینمایی (و حتی فراتر از سینما) را هم حساب کرد که در طول ۱ ساعت و ۴۹ دقیقه فیلم حضور دارند—و واقعاً زیاد هم هستند، آن‌قدر که گاهی سرریز می‌شوند. از خرس قطبی با شال قرمز تبلیغات کوکاکولا گرفته تا هیپوی حریص‌ها (Hippos Gloutons)، و ادای احترام به فیلم‌هایی مانند بولیت، درخشش، سکوت بره‌ها، راتاتوی و البته اشاره‌های پررنگ به استراتژی بازاریابی خودِ دیزنی با نسخه‌های خیالی «ایندیانا جونز» و «ملکهٔ برفی»—که اگر شکی بود، ثابت می‌کند قصدشان واقعاً این است که از این محصولات هرچه بیشتر بهره‌برداری کنند.

دیزنی همان کار فیلم اول را دوباره تکرار می‌کند؛ با صدای قدرتمند شکیرا و آهنگ پرانرژی او با نام Zoo و همچنین کیفیت بصری خیره‌کننده‌ای که احتمالاً حتی فراتر از کیفیت زووتوپیای اول در زمان انتشارش است.

هیچ تعلیقی هم دربارهٔ سکانس پس از تیتراژ وجود ندارد؛ این صحنه کاملاً واضح نوید قسمت سوم را می‌دهد.
این بار با پرندگان؟ شاید.

نتیجه گیری:

Zootopia 2 همان حال و هوای کارآگاهیِ انیمیشنی و شوخی‌های حیوانی نسخه ۲۰۱۶ را دارد، با مجموعه‌ای تازه از قهرمانان و دشمنان برای جودی هاپس و نیک وایلد. ظاهر فیلم بسیار چشم‌نواز و توسعه‌یافته‌تر از نسخه اول است.
هرچند فیلم شاید بیش از حد موضوعات جدی را با هم ترکیب کرده باشد، اما مثل قهرمان خرگوشش، امید تأثیرگذاری را در دل مخاطب زنده نگه می‌دارد.

اخیر